زوایا

سرکشی به زوایای پنهان کتاب، ادبیات و فرهنگ

زوایا

سرکشی به زوایای پنهان کتاب، ادبیات و فرهنگ

اینجا صفحه ای است برای به اشتراک گذاشتن شعرها و نوشته هایم در زمینه های مختلف فرهنگ و ادبیات، معرفی و نقد کتاب.

آخرین مطالب
نویسندگان

۴ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

حکمت حکایات

يكشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۴۸ ق.ظ

در ادبیات هر ملتی و از جمله کشور و مردم ایران انواع و اقسام متل­ ها، مثل­ ها، حکایات و افسانه ­های آموزنده و غیرآموزندة فراوانی وجود دارد که بخش عمده­ ای از فرهنگ آن ملت را تشکیل می­ دهد. این روایات تنها کارکرد آموزندگی و یا سرگرم کنندگی ندارند بلکه نوع فکر و اندیشة مردمان خود را شکل می­ دهند و از دل آنها می ­توان به روحیات آن قوم پی برد و احیاناً حدس زد که چنین مردمی چگونه زندگی می­ کنند و آیا می­ توانند موفق باشند یا نه. می­ توانند آینده نگر باشند یا نه. مردمی شاد و امیدوار هستند یا ناامید و افسرده و قس علی هذا. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۴۸
محمد جلوانی

با موسیقی زنده می مانیم

يكشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۳۹ ق.ظ

گاهی اوقات که در گیرودار مشکلات زندگی خسته و افسرده می­شوم یا با دیدن اخبار رسانه­ها از مشاهدة حجم انبوه جنگ و جرم و جنایت که تقریباً همه جای جهان را در خود فرو برده، احساس پوچی و ناامیدی می­ کنم با خود می­ اندیشم در این شرایط اسفناک چه چیزی می­ تواند انگیزه، روحیه و شادی برای امید به زندگی بهتر و قدرت گفتگو و تفاهم برای ارتباط انسانی­ تر با دیگران به ما بدهد؟ در یک کلام نیروی زایندة زندگی که می­تواند ما را از این مغاک سهمناک برهاند از ریشة چه گیاهی می ­توانیم بمکیم؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۳۹
محمد جلوانی

شاعر مردمی کیست؟

يكشنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۲۴ ق.ظ

نگاهی به شعری از «خاسته»

مرحوم اصغر حاج‌حیدری «خاسته» (1324-1391) را بیشتر از یکی دو بار آن هم اواخر عمرش ندیده بودم. چهره‌ای روستایی و آفتاب سوخته داشت با لبخندی که از صورتش محو نمی‌شد. لباسی ساده و تا حدودی مندرس بر تن می‌کرد و کلاهی بر سر می‌گذاشت که او را از طبقة فرودست جامعه نشان می‌داد. تا وقتی شعر خواندنش را نشنیده بودی به سیمایش نمی‌خورد شاعر باشد. اما وقتی لب به شعر می‌گشود شعرش را روان، پرمغز و خالی از اشکال و انحراف می‌یافتی. سخن گفتنش دلنشین و خودمانی و به دور از هرگونه تکلف بود. به شاعرنمایان روشنفکر نمی‌مانست و اصلاً در جو چنان فضاهایی تنفس نمی‌کرد. شاید به همین خاطر دیر به شهرت رسید و تا زنده بود چندان شعرش پاس داشته نشد.

وقتی از دنیا رفت تشییع باشکوهی از او به عمل آمد که جای شگفتی برای من داشت. چرا باید مردم یک شهر کوچک برای یک شاعر این‌گونه به خیابان بیایند؟ اصلاً مگر چند نفر اهل شعر و ادب در این شهرستان (خمینی‌شهر/سده) هستند که خاسته را بشناسند و غم از دست دادنش آنها را به تشییعش بکشاند؟ نکته اینجا بود که خاسته (بر خلاف بسیاری) برای شاعران شعر نمی‌گفت. خاسته شاعر مردم بود و برای آنان شعر می‌گفت. این را از کجا فهمیدم؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۲۴
محمد جلوانی

من: امضا

شنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۵، ۰۷:۵۳ ق.ظ

نگاهی به جایگاه فرد در اجتماع امروزی و نوع برخورد با آن

در ادوار مختلف زندگی انسان‌ها، نسبت فرد با جامعه و جایگاهی که یک فرد به عنوان یک شخص مستقل در جمعِ جامعة اطراف خود می‌توانسته یا نمی‌توانسته داشته باشد، متغیر بوده است. گاهی شاخصه‌های فردگرایی پررنگ‌تر بوده است و گاهی شاخصه‌های جمع‌گرایی. اما در مجموع می‌توان گفت تا پیش از شکل‌گیری دنیای جدید (رنسانس و پس از آن) انسان‌ها (معمولاً) بیشتر تابع جمعِ اطراف خود که شامل طایفه، ایل، قبیله، نسب جمعی می‌شده است بوده‌اند و فردیتی شاخص نداشته‌اند. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۵ ، ۰۷:۵۳
محمد جلوانی