انا من اهوی
اَنَا مَن اَهوَی وَ مَن اَهوَی اَنَا
نَحنُ رُوحَانِ حَلَلنَا بَدَنَا
از صبح این شعر عربی مدام در ذهنم میپیچد.
تر جمهی آن را به شعر چنین آوردهاند:
ای کرده یکی، هرچ دوئی با من تو
فرقی نگذاشتی ز خود تا من تو
این عشق مرا با تو چنان یکتا کرد
کاندر غلطم که تو منی یا من تو
اما ترجمه ساده و سرراست آن میشود:
من کسی هستم که دوستاش دارم
و کسی که دوستاش دارم من است
ما دو روحیم که در یک بدن حلول کردهایم.
شعر مشهوری است منسوب به حلاج
و به ویژه در متون عرفانی زیاد آمده است.
در جستجوی اینترنتی دیدم در مرزباننامه هم آمده است
و ترجمهی شعری آن را هم از همان کتاب نقل کردم.
کمی که فکر کردم دیدم شعری اشتباه است.
یک انسان با معشوقاش در نزدیکترین حالت که در هم فنا شوند
یک روح در دو بدن خواهند بود.
معلوم است که جسمها از هم جدا هستند
و روحها هستند که با هم یکی میشوند.
اما در این شعر میگوید
ما دو روح در یک بدن هستیم.
آیا شاعر چیز دیگری در نظر داشته است
یا اشتباه کرده است؟
شاید هم به دلیل اقتضائات و تنگناهای شعری این چنین سروده است.
به هر حال معنای متعارف و متداول را منتقل نکرده است.
همین