پوچ
من واقعا نمی نِ نمیدانم
من واقعا نمی نِ نمیفهمم
ای کاش در کشاکش توفانها
من کشتی نجات شما بودم
من واقعا نمی نِ نمیدانم
من واقعا نمی نِ نمیفهمم
ای کاش در کشاکش توفانها
من کشتی نجات شما بودم
چند روز پیش از سر خوششانسی کتابی نایاب دستم افتاد.
چاپ اول کتاب «چهارشنبه خاکستر»
اشعار تی اس الیوت
با ترجمه بیژن الهیی
چاپ سال 1351
خیلی از دیدن و خواندناش ذوقزده شدم.
اَنَا مَن اَهوَی وَ مَن اَهوَی اَنَا
نَحنُ رُوحَانِ حَلَلنَا بَدَنَا
از صبح این شعر عربی مدام در ذهنم میپیچد.
شبهای بلند زمستان
یا حتی تابستان
وقتی حوصلهمان سر میرود
با همسرم
بیشتر سریال خارجی
و گاه ایرانی
یا فیلمهای تکقسمتی تماشا میکنیم.
آیا دندهپهن بودن خوب است؟
دندهپهن اصطلاحی عامیانه است که شامل مجموعهای از معانی متناقض میشود.
مقاوم، بیخیال و پوست کلفت شدن،
عدم واکنش جدی به اتفاقات دور و بر
در حد ایجاد شبههی تنبلی و بیحسی
از جمله معناهای دندهپهن است.
دیشب مشغول خواندن کتابی با نام
«هر کس حکایتی»
گردآورده شاپور پساوند
و چاپِ نشر فیروز سپاهان در سال 1372 بودم.
کتاب برگزیدهای از غزل معاصر فارسی
از شاعران محدودهی استانهای فارس و بوشهر است.
خیلی سال پیش
(حدود بیست و پنج سال پیش)
زمان دانشجویی
یکی از همدانشگاهیهای اهل مطالعه کتابی را نشانام داد
که به نقد انجیلهای مسیحیان پرداخته بود.
نام کتاب «درباره مفهوم انجیلها»
نوشته کری ولف بود.
غیر اهل البیت دیگر کس نگیرد دست ما
چون که شد وابستهی این خانواده هست ما
ما چو خود را بستهی این خانواده کردهایم
کرده است این خاندان هم خویش را وابست ما
غم مخور گر نیست دستی یار و پشتیبان تو را
هست پشتیبان ما مولا علی دست خدا
نام او شیرین چو قند و یاد او همچون عسل
ذکر او همچون عبادت، دست او مشکلگشا
جز راه علی راه دگر نیست به مقصود
هر راه که جز راه علی بود غلط بود
جز راه علی سوی خدا راه دگر نیست
ما دل به چنین بحر زدیم از ره این رود