زوایا

سرکشی به زوایای پنهان کتاب، ادبیات و فرهنگ

زوایا

سرکشی به زوایای پنهان کتاب، ادبیات و فرهنگ

اینجا صفحه ای است برای به اشتراک گذاشتن شعرها و نوشته هایم در زمینه های مختلف فرهنگ و ادبیات، معرفی و نقد کتاب.

بایگانی
آخرین مطالب
نویسندگان

تمام وقت

يكشنبه, ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۹:۴۴ ق.ظ

کارمند بودن سبک زندگی خاصی برای انسان به وجود می‌آورد.

مایل به قضاوت در مورد این سبک زندگی و خوب و بد کردن آن نیستم

اما بعضی وقت‌ها بعضی اجزای سبک زندگی کارمندی بدجور روی مخ آدم می‌رود.

از جمله‌ی آنها این است که با این که زمان کاری کارمندی محدود است

اما دست و بال آدم بدجور بسته است.

علت آن هم این است که همه می‌دانند ساعت کاری تو از کی تا کی است.

اگر بخواهی لحظه‌ای خارج از زمان کاری مثلاً برای خودت وقت بگذرانی همه می‌فهمند.

تو الان باید در خانه باشی و نیستی.

چرا نیستی؟

کجایی و چه کار می‌کنی؟

چرا زودتر به ما نگفتی؟

نگرانت شدیم 

و هزار چیز دیگر.

شرایط برای مشاغل آزاد این طور نیست.

تو می‌توانی بروی سر کار.

رفتنت با خودت هست و برگشتنت با خدا.

هر وقت هم کسی پرسید کجا بودی جوابش فقط این است:

سر کار.

مثلاً منِ کارمند امروز حال چندان خوشی ندارم.

نمی‌دانم چرا.

دیشب خیلی بد خوابیدم.

صبح را بد شروع کردم.

سرم تاب می‌خورَد.

احساس می‌کنم جان در بدن ندارم.

فقط دلم می‌خواهد یکی دو ساعتی بدون دغدغه بخوابم.

باور کنید فقط همین.

به راحتی هم می‌توانم از کار مرخصی بگیرم

و بروم خانه و دو ساعتی کپه‌ی مرگ‌ام را بگذارم

تا حال‌ام سر جای‌اش بیاید و تمام.

اما این کار را نمی‌کنم.

چرا؟

وقتی به خانه بروم سریع نگرانم‌ام می‌شوند.

سؤال‌ها شروع می‌شود.

چرا این طور شدی؟

کجای‌ات درد می‌کند؟

چرا خوب نخوابیدی؟

چرا همان دیشب چیزی نگفتی؟

می‌خواهی ببرمت دکتر؟

حالا چرا این قدر می‌خوابی؟

حوصله‌مان سر رفت.

نکند چیز خاصی باشد.

تو که در خانه باشی هیچ کاری نمی‌توانم بکنم

و هزار چیز دیگر.

ناچار قید خانه رفتن را می‌زنم.

با همین احوال سر می‌کنم تا ببینم که چی می‌شود.

به درد سرش نمی‌ارزد.

باید ملتفت شده باشید دیگر.

در شغل کارمندی فقط زمان خاصی باید سر کار باشی.

از صبح ساعت فلان تا بعد از ظهر ساعت فلان.

ممکن است صبح حال‌اش را نداشته باشی.

به درک!

باید بلند شوی و بروی سر کار.

با همان حالت خموده کار کنی و تا پایان ساعت کاری خودت را بکِشی.

عوض‌اش عصر اگر سر حال بودی

و حال کار داشتی

هیچ کاری نداری بکنی.

باید بتمرگی در خانه و به در و دیوار زل بزنی.

آقا من الان حال کار دارم.

کلی هم کار عقب‌مانده دارم.

الان هم عصر چهارشنبه است.

شرمنده اداره تعطیل است.

صبر کن تا صبح شنبه.

عجب!

این شرایط در پیدا کردن دوست و رفیق 

پرداختن به علایق

استراحت گاه‌گاهی

مسافرت شخصی

و خیلی دیگر از امور شخصی و خانوادگی تو تأثیر می‌گذارد.

نمی‌دانم این واقعاً خوب است یا نه.

البته معلوم است که خوب نیست.

اما بعضی‌ها همین روند یک‌نواخت و روتین را دوست دارند.

زندگی کارمندی زندگی با

آدم‌های یکنواخت و یکسان

در زمان یکسان

برای کارهای یکسان

برای ساعت‌ها

روزها

ماه‌ها

و سال‌های متوالی است.

علی رغم ظاهر ساده‌ی آن بسیار فرساینده است

و حتی گاه نابودکننده.

نابودکننده‌ی استعداد

شادی

تنوع

حس یادگیری و آموختن و پیشرفت

و خیلی چیزهای دیگر.

خوب 

این هم درد دل امروز من بود از وضع کاری‌ام.

امیدوارم سرتان را درد نیاورده باشم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴/۱۱/۲۷
محمد جلوانی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی