مفهوم انجیلها
خیلی سال پیش
(حدود بیست و پنج سال پیش)
زمان دانشجویی
یکی از همدانشگاهیهای اهل مطالعه کتابی را نشانام داد
که به نقد انجیلهای مسیحیان پرداخته بود.
نام کتاب «درباره مفهوم انجیلها»
نوشته کری ولف بود.
خیلی سال پیش
(حدود بیست و پنج سال پیش)
زمان دانشجویی
یکی از همدانشگاهیهای اهل مطالعه کتابی را نشانام داد
که به نقد انجیلهای مسیحیان پرداخته بود.
نام کتاب «درباره مفهوم انجیلها»
نوشته کری ولف بود.
غیر اهل البیت دیگر کس نگیرد دست ما
چون که شد وابستهی این خانواده هست ما
ما چو خود را بستهی این خانواده کردهایم
کرده است این خاندان هم خویش را وابست ما
غم مخور گر نیست دستی یار و پشتیبان تو را
هست پشتیبان ما مولا علی دست خدا
نام او شیرین چو قند و یاد او همچون عسل
ذکر او همچون عبادت، دست او مشکلگشا
جز راه علی راه دگر نیست به مقصود
هر راه که جز راه علی بود غلط بود
جز راه علی سوی خدا راه دگر نیست
ما دل به چنین بحر زدیم از ره این رود
در طی چند روی که اینترنت قطع بود
امکان ارسال مطلب در اینجا را نداشتم.
نمیدانم
شاید هم داشتم
اما ذهنیتام این بود
که اینترنت کلاً قطع است.
به هر حال امروز سری زدم
و توانستم به زور وارد شوم.
یکی دو شعر نوشته بودم
و میخواستم به اشتراک بگذارم.
گفتم اول یک پیام بگذارم و ببینم آیا کسی صدای من را میشنود یا نه.
کاش فصل بهار میآمد
کاش دل نونَوار میآمد
کاش غمها به غار میرفتند
مهر بیرون ز غار میآمد
وقتی که بغض توی گلویام فشرده است
هر آرزو که بود در این سینه مُرده است
دل شاد بود و گرم، چرا شد حزین و سرد؟
این قلب از چه روی به سینه فسرده است؟
گفتم سخن از عشق، ولی عشق کجا بود؟
منظور من از عشق فقط حُبّ خدا بود
دل را به کسی غیر خدا هیچ نبستیم
حتی اگر او اصلحِ کلّ صُلَحا بود
عبوسِ زهدِ تو ای شیخِ پیرهن پاره
مرا که عاشق عشقم نموده بیچاره
مرا رها کن و دست از سرم بدار و برو
به حق خالق دادار هفت سیاره