ایده ها از دست می روند
با ایده هایتان چه می کنید؟
حدس می زنم همه انسان ها در طول زندگی روزمره خود به ایده های مختلفی می رسند و غافلانه از کنار آنها می گذرند. نداشتن اعتماد به نفس، تنبلی، نداشتن انگیزه، سرخوردگی و بسیاری از چیزهای دیگر باعث می شود که ما به خود و ایده های خود بی اعتنا باشیم. هر چند جامعه نیز به نوبه خود سدی در مقابل به اجرا رسیدن ایده هاست اما در بسیاری از موارد ما بدون اینکه واقعاً با مشکلات روبرو شویم فقط با توهم این که جامعه یا حکومت یا اطرافیان نمی گذارند ما این کار را انجام دهیم، از زیر بار انجام آن شانه خالی می کنیم و با این کارمان فرصت های بسیاری را از دست می دهیم.
تا آنجایی که که من مطالعه و جستجو کرده ام (و این جستجوها درازدامن و دقیق بوده اند) تکنیک های موفقیت و اساتید کلاس های آموزشِ موفقیت، تنها کاری که انجام می دهند این است که ما را قادر سازند بر موانع ذهنی خود غلبه کنیم و بدین گونه از دست روی دست گذاشتن دست بکشیم و دست به کاری بزنیم. انجام هیچ کاری بی نتیجه نیست. یا شما در آن کار موفق می شوید که فبها المراد. یا اینکه شکست می خورید و تجربه می اندوزید که مسیر خود را بهتر و مصمم تر ادامه خواهید داد. پس تنها و تنها مرحله ابتداییِ وارد فاز عمل شدن سخت است و علت آن نیز چنان که گفته شد همان موانع ذهنی و فکری ماست وگرنه با کوچکترین گام برداشتن «خود راه بگویدت که چون باید رفت».
آیا بدون مطالعه و جستجو و رفتن به کلاس های آموزش موفقیت نمی توان بر این موانع غلبه کرد؟ هیچ بعید نیست. چنانکه هستند بسیاری از انسان های موفق که حتی یک کلاس هم نرفته اند. از ابتدای کار مرد عمل بوده اند و ایده های خود را متناسب با شرایط و امکانات خویش پیاده کرده اند. اما مطمئناً استفاده از کتاب و کلاس می تواند تاثیر بسزایی داشته باشد. هم برای ما در شروع کار ، مقابله با سختی ها و کسب تجربه راهنما باشد و هم مانع از تجربه دوباره چیزهای تجربه شده توسط دیگران شود و ما را از دوباره کاری رها سازد و باعث شود مسیر خود را با سرعت و قدرت بیشتر و بینش آگاهانه تر ادامه دهیم. بگذریم از کسانی که در سیکل رفتن به کلاس های موفقیت و خواندن کتاب های انگیزشی گرفتار می شوند و هر چند از لحاظ فکری بسیار قوی و آگاهند اما باز هم هیچ گاه وارد عمل نمی شوند و جز تبدیل شدن به مشتریان دائمی اساتید و و پرکننده جیب آنها کار دیگری انجام نمی دهند.
چه خوب است به جای اینکه چرخ را دوباره و چندباره اختراع کنیم، چرخ زندگی خود را با اجرای ایده های نو درباره چیزهای مورد نیازی که هنوز کسی آنها را به نسل بشریت اهدا نکرده است بچرخانیم.
اما یک پیشنهاد: اگر ایده های خود را اجرا نمی کنید حداقل آنها را ثبت کنید و در اختیار دیگران بگذارید. شاید شخص دیگری از ایده شما استفاده کرد و در اثر استفاده از آن مسیر زندگیش عوض شد و بهتر و راحت تر به زندگی خود ادامه داد و دنیا حداقل برای یک نفر دیگر تحمل پذیرتر شد. بهتر از این نیست که ایده هایتان فراموش شوند و در مه غلیظ روزها، ماه ها و سال ها ناپدید شوند؟