خوب ها و بدها
در سریال هشت نمایش که در پست قبلی راجع به آن حرف زدم
گفتم که داستان سریال
نمونهی کوچکی از جهان ما را به نمایش میگذارد.
در سریال هشت نمایش که در پست قبلی راجع به آن حرف زدم
گفتم که داستان سریال
نمونهی کوچکی از جهان ما را به نمایش میگذارد.
در ابتدا بگویم که من میانهی چندان خوبی با ادبیات و سینما و دیگر هنرهای جنوب شرق آسیا ندارم.
چه ژاپن
چه چین
چه کره
و بقیه امثال آنها.
در این میان یک استثنا نوشتههای هاروکی موراکامی
نویسندهی مشهور ژاپنی است
و دیگری سریال بازی مرکّب.
ابتدا بگویم من از سینمای شرق دور کلاً
و به ویژه سریالهای کرهای
بیزارم و هیچ علاقهای به دیدنشان ندارم.
اما سریال بازی مرکب
خصوصیاتی دارد
که آن را برای من شاخص و دیدنی کرده است.
توجه: این متن ممکن است کمی از داستان فیلم را لو دهد.
فیلم مرتد (heretic) محصول ۲۰۲۴ آمریکا
فیلم جنجالی
و سر و صدا به پا کنی است.
تا کنون فیلمهای بسیاری
در زمینهی نقد دین
یا دفاع از دین
ساخته شده است.
اما پرداختن به موضوع دین
با این نگاه
چند شب پیش فیلم ناپلئون ساخته ریدلی اسکات را دیدم.
فیلم خوشساخت، دیدنی و جذابی بود.
فعلاً کاری به نقد فیلم ندارم.
چیزی که میخواهم بدان بپردازم خود زندگی ناپلئون است
و برداشتی که از آن میتوان برای دیگر انسانها کرد.
فیلمی دیدم با عنوان بروس قادر مطلق 2003
با بازی جیم کری در نقش بروس
کارمند یک شبکهی تلویزیونی در یک شهر کوچک
که کارش گرفتن گزارشهای روزانهی محلی است
و هر چه سعی در پیشرفت میکند
از رقبای خود عقب میماند
و مدام با شکست در ابعاد مختلف زندگی مواجه میشود.
درخت چشم به راه است باغبان آید
و گاو منتظر است آن طویلهبان آید
زنان حامله مشتاق آن که بچهیشان
قدم برون نهد و داخل جهان آید
دلم میخواد پیک بزنم با چند رفیق مشتی
قلبمو پاکش بکنم از هر غم و پلشتی
دس بندازم گردن یه خوشبدن بلوری
یواشکی لب بگیرم ازش یهو توو هشتی
البته واضح و مبرهن است که در بسیار و شاید همه جوامع ترور میتواند باعث اعمال سیاستها توسط حکومتها، احزاب و گروهها و مقابله با خواستهای گروه مقابل یا مردم شود. در تاریخ ایران از ازمنه قدیم میتوان شواهدی برای این امر یافت. شاید مشهورترین آنها اسماعیلیه و هواداران حسن صباح باشند.
گاهی اوقات که در گیرودار مشکلات زندگی خسته و افسرده میشوم یا با دیدن اخبار رسانهها از مشاهدة حجم انبوه جنگ و جرم و جنایت که تقریباً همه جای جهان را در خود فرو برده، احساس پوچی و ناامیدی می کنم با خود می اندیشم در این شرایط اسفناک چه چیزی می تواند انگیزه، روحیه و شادی برای امید به زندگی بهتر و قدرت گفتگو و تفاهم برای ارتباط انسانی تر با دیگران به ما بدهد؟ در یک کلام نیروی زایندة زندگی که میتواند ما را از این مغاک سهمناک برهاند از ریشة چه گیاهی می توانیم بمکیم؟