زوایا

سرکشی به زوایای پنهان کتاب، ادبیات و فرهنگ

زوایا

سرکشی به زوایای پنهان کتاب، ادبیات و فرهنگ

اینجا صفحه ای است برای به اشتراک گذاشتن شعرها و نوشته هایم در زمینه های مختلف فرهنگ و ادبیات، معرفی و نقد کتاب.

آخرین مطالب
نویسندگان

اقتدا به بلاهت 1

سه شنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ۱۲:۴۳ ب.ظ

پیروان باب و بهاء از چه کسی پیروی می کنند؟ (بخش اول: معرفی منابع)

 

 

     آزادی اندیشه و انتخاب از جمله مباحثی است که امروزه در ارتباط بین فرهنگ ها، بسیار محوری و دارای پتانسیل به چالش کشیدن ایدئولوژی ها و ادیان و عقاید مختلف می باشد. هنگامی که از سست بودن اندیشه یا روش و منش غیر منطقی و غیر اصولی فرقه یا گروهی سخن به میان می آید فورا  قضیه ی آزادی اندیشه و انتخاب مطرح می شود:

 

 

-        آقا جان! دوست داشتم این مسلک را انتخاب کنم به کسی هم ربطی ندارد. الآن زمانه آزادی اندیشه و انتخاب است. این کمترین حق را هم از ما می گیرید؟

 

 

     در روزگاران اخیر این مطلب علی الخصوص در برخورد با فرقه ضاله بهائیت و حمایت از پیروان آن بسیار مطرح می شود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۵ ، ۱۲:۴۳
محمد جلوانی

تجربه نگارش تجربه های عرفانی 3

سه شنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ۱۲:۳۱ ب.ظ

سیری در کتب ثبت احوال و وقایع عرفانی (بخش سوم: معرفی کتاب انسان در عرف عرفان)

انسان در عرف عرفان، حسن حسن زاده آملی، انتشارات سروش، چاپ سوم، تهران، 1378، 139 صفحه.

این کتاب که مؤلف گرامی آن حضرت علامه حسن زاده آملی آن را طی تقدیم نامه ای شگفت و مفصل، در سفر رهبر معظم انقلاب در سال 1377 به شهر آمل به ایشان تقدیم نموده اند، دارای چهار فصل می باشد. دو فصل یکم و دوم با عنوان های «در تعریف انسان» و «مراد از عرفان در موضوع رساله» در حقیقت به نوعی مبانی نظری این کتاب محسوب می شوند. فصل سوم که منظور نظر اصلی ماست «تمثّلات و القاءات سبّوحی» نام دارد و فصل چهارم «اصول ایقانی». در فصل سوم حضرت علامه 23 «واقعه» اصطلاحی که در ابتدای هر یک از موارد مکاشفه ای و به ترتیب شاره آمده است- کشفی و ذوقی و تجربه عرفانی خود را ذکر و توصیف نموده و گاهی به شرح آنها پرداخته ­اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۵ ، ۱۲:۳۱
محمد جلوانی

تجربه نگارش تجربه های عرفانی 2

سه شنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ۱۲:۲۷ ب.ظ

سیری در کتب ثبت احوال و وقایع عرفانی (بخش دوم: معرفی کتاب اشارات ایمانیه)

اشارات ایمانیه، آیت الله شیخ محمد تقی آقا نجفی اصفهانی، تصحیح و تحقیق مهدی رضوی، انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، چاپ اول، تهران، 1387.

مرحوم آیت الله شیخ محمد تقی معروف به آقا نجفی اصفهانی از علما و شخصیت های فقهی، سیاسی و اجتماعی بسیار معروف اصفهان در اواخر دوره قاجاریه است که به نوعی می توان ایشان را ولی فقیه مردم اصفهان در آن دوره دانست. خاندان پشت مسجد شاهی اصفهان که مرحوم آقا نجفی از این خاندان است یکی از خاندان های بزرگ و عالم پرور شهر اصفهان است که علمای بزرگی همچون مرحوم شیخ محمد تقی رازی نجفی اصفهانی، صاحب کتاب «هدایه المسترشدین» جد آقا نجفی، مرحوم آیت الله شیخ محمد باقر نجفی پدر آقا نجفی و حاج آقا نورالله نجفی، از مؤثرین نهضت مشروطه در اصفهان برادر آقا نجفی از دیگر نامبرداران این خاندان هستند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۵ ، ۱۲:۲۷
محمد جلوانی

تجربه نگارش تجربه های عرفانی 1

سه شنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ۱۲:۲۲ ب.ظ

سیری در کتب ثبت احوال و وقایع عرفانی (بخش اول: تبیین)


در طول زندگی بشر همواره بوده اند انسان هایی با ضمیری پاک و قلبی سلیم که جان خود را با طراوت بوستان معنویت سیراب می کرده اند و روح خود را در افق های والای انسانیت و قاف قرب الاهی به طیران در می آورده اند. این شخصیت های والا در کشاکش احوال خود در طی طریق سلوکیشان مشاهداتی داشته اند که چشم بی بصیرت عموم از دیدن آنها عاجز بوده و لاجرم بازگو نمودن آنها شایسته احوال مردمان روزگاران نبوده است. ازین روی عموماً چنین احوال شخصی را نقل نمی کرده اند و یا اگر به نقل آنها می پرداخته اند، شنونده را الزام به راز نگهداری می کرده اند و یا به صورتی رمز گونه، اشاری و گذرا بدان می پرداخته اند تا جز آشنایان و همراهان همدل آ ن را در نیابند. بگذریم از اینکه اصولاً بسیاری از این احوالات به نقل در نمی آیند و اگر درآیند به علت ضیق ظرفیت زبان، اصل ماجرا تا حدود زیادی نارسا می ماند و به خوبی منتقل نمی گردد و به همین خاطر لازم می شود برای راز گشایی از اینگونه نگارش ها کتاب های زیادی نوشته شود.

در عین حال بوده اند بزرگانی که بنا بر عللی پا را از این فراتر نهاده اند و احوالات روحانی و کشفیات ذوقی خود را در طی طریق سلوک الی الله، اعم از مکاشفات، تمثّلات، تشرفات، خلسه، خواب، رؤیا و ... گاه حتی با ثبت تاریخ روز و ساعت در مجموعه ای گرد آورده و در اختیار دیگران نهاده اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۵ ، ۱۲:۲۲
محمد جلوانی

خاطره ای از شیخ رجبعلی خیاط

دوشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۱۳ ب.ظ

در محلات جنوب شهر تهران کوچه ای است به نام کوچه سیاهان در جنوب قبرستان فردوسی، سرقبرآقا. در آنجا پیرمرد خیاطی زندگی می کرد به نام شیخ رجب ولی عمامه به سر نداشت. این شخص در گوشه و کنار شهر مریدان بسیار از هر طبقه ای داشت. سواد و تحصیلات او منحصر به خواندن بعضی کتب فارسی و کتب ادعیه بود ولی سخن دانی بسیار بلیغ بود. آیات قرآنی مربوط به وعده و وعید را به خوبی از حفظ داشت و به خوبی ترجمه می کرد که اگر کسی اطلاع از سواد او نداشت گمان می کرد مرد مطلع دانشمندی است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۵ ، ۱۴:۱۳
محمد جلوانی

تاج چگونه تاج شد؟

دوشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۵۳ ب.ظ

برگی از تاریخ اجتماعی هنرمندان این سرزمین (1)

در این ایام (حدود سال 1310 ه.ش.) که من در طهران تحصیل می کردم، از رادیو خبری نبودکه خوش آوازان خود را به وسیله آن معرفی کند ولی مرسوم این که هر کس را آوازی خوش و صوتی دلکش بود در شب های احیاء (شب 19-21-23 رمضان) به مدرسه سپهسالار (تهران) می آمد و در مهتابی های بالای حجرات مناجات می نمود و هر شب قریب ده-پانزده نفر آوازه خوان عملا مسابقه آوازه خوانی می دادند و خود را به اهالی پایتخت و به یکدیگر می شناساندند. تشخیص بهترین آوازه خوان بسته به افکار عمومی مردم با ذوق بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۵ ، ۱۳:۵۳
محمد جلوانی

(طنزیات)

به مناسبت ماه مبارک رمضان

     توبه یه بزرگراهه، یه اتوبانه یا یه شاهراهِ همیشه باز با پهنای باند وسیع به سوی خدا که شبانه روزی آزاده. کافیه اراده کنی تا با سرعت نور بتونی ازش عبور کنی. یه ویژگی دیگه این شاهراه اینه که با هر یه متر مسیر که در این اتوبان طی می کنی 10 متر از مسیر کم میشه. یعنی با ده برابر سرعتی که تو به طرف خدا میری خدا به طرف تو میاد. دیگه چی بهتر از این. اگه ته دلتون احساس کردین تو این روزا و شبا معنویت خونتون کم شده و یه حالی می خواد بهتون دست بده کافیه سر خر رو کج کنین و بندازین توی اتوبان خدا و با سرعت برق و باد به طرفش برین. به ویژه اینکه این روزا روزای توبه است و بازار توبه کردن داغه. ما هم که ماشالا استاد جو گیر شدن.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۱۲
محمد جلوانی

پارتی

شنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۰۷ ب.ظ

(داستان)

      یک چیز مثل اضطراب و ترس با همدیگر. بدنم مور مور می­شد. نه، انگار می­لرزید. قلبم تند تند می­زد. نفسهایم بریده بریده و سطحی بود. توی تمام عضلات بدنم یک جور انقباض حس می­کردم. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۰۷
محمد جلوانی

سماع جامه دران

شنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۵۳ ب.ظ

(یک داستان صوفیانه)


     چاک گریبان دریده اش از فرط بوسه ها شوخگن می نمود. اَمرَدی در میان مردستان. پنجه گرگان بی صفت بر روحش خراش زده. دیدگانی دیدم بازتاب خاطره جمعی افلاک. لبان، خون دل پیر و جوان. مژگان صف بی دلان.گونه ها نیاز دل  دردمندان. ابرو، تیر نظر برچله کمان خود کشیده. کجاست ساقی؟ بگرد و بگردان. بنوش و بنوشان. دختر بکر تاک، آماده نکاحِ سر مستی و مدهوشی. می چرخد و می چرخد. هو گوید و حق گوید. کف بر دف و دف در کف.  شور است به می اندر یا آتش جان است این؟ مدهوش تواَم ای یار، قربان توام ساقی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۵ ، ۱۳:۵۳
محمد جلوانی

نامه

شنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۵۱ ق.ظ

(داستان)

سلام. این عین واقعیتی است که اتفاق افتاده. نه قصد کتمان کردن چیزی را دارم نه اصلا فایده­ای دارد که چیزی را مخفی کنم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۵ ، ۱۰:۵۱
محمد جلوانی